تبلیغات
ماه آسمان - کشتی گیر

کشتی گیر

عـمـرو پـسر امام حسن مجتبى (ع ), کودکى بیش نبود که درحادثه

کربلا حضور داشت و سپس هـمراه کاروان اسیران اهل بیت (ع )

وارد شام شد.

در یکى از مجالس شام , یزید به آن کودک گفت : مى توانى با پسر

من کشتى بگیرى ؟ عمرو در پاسخ گفت : من حال کشتى گرفتن ندارم .

اگر مى خواهى زور بازوى پسرت را بدانى , بـه او شـمـشـیـرى بده

و به من هم شمشیرى ,تا در حضور تو بجنگیم یا او مرا مى کشد

که در این صـورت بـه جـدم پـیـامبر(ص ) و على (ع ) مى پیوندم

یا من او را مى کشم و او به جدش ابوسفیان و معاویه مى پیوندد.

یـزید از زبان گویا و قوت قلب عمرو تعجب کرد و شعرى خواند

معنایش این است :

این برگ از آن شاخه درخت نبوت است که چنین شجاع و پرجرات است





موضوع: کودکانه، ادبی،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 ] [ 06:09 ق.ظ ] [ انا بستانی ]