تبلیغات
ماه آسمان - دعوتنامه ۱۴ شهید اروند

دعوتنامه ۱۴ شهید اروند

نزدیك سال تحویل بود،

داشتم از هور بر می‌گشتم . قرار بود، چهارده پیكری را كه همان روز از عراق


وارد خاك عزیزمان شده بودند به طلائیه برسانم.


به خاطر اینکه زائران سرزمین نور از سراسر كشور خود را به آنجا رسانده بودند


 تا با شهدا تجدید عهد كرده و سال جدید را در كنار شهدا و با یاد آنها آغاز كنند.



به دیدار شهیدان به طلائیه رفتم ولی ...



به پادگان حمید رسیدم. حدود پانزده دقیقه به سال تحویل مانده بود.


به پمپ بنزین رفتم تا بنزین بزنم. 

 

اتفاقی چشمام به اتوبوسی که كنار تانك روی سكو در مقابل پمپ بنزین


ایستاده بود افتاد که حدود چهل نوجوان دانش‌آموز از بخت بد خویش


كلافه و شاكی بودند.


به خوبی فهمیدم چرا ناراحتند. ----  جلو رفتم.


از یكی سراغ مسئول اتوبوس را گرفتم.


یك بسیجی بسیار خسته كه اصلاً اشتیاقی به حرف زدن با من نداشت،


به سختی جواب داد :


اتوبوس خراب شده . . .


خدا می‌دونه با چه مشقتی اومدیم سال تحویل كنار شهدا باشیم ...


 اما لیاقت نداشتیم.


که در بین صحبت هایش زد زیر گریه، اما من خندیدم و گفتم:


چند دقیقه بیشتر به تحویل نمانده. شما قرار نیست تا آخر راه برید تا سر سفره


هفت‌ سین با شهدا باشید .


چهارده شهید اروند به استقبال شما آمدند تا كنار شما باشند.

وای چه لذتی داره کنار شهیدان هنگام سال تحویل ...



 اول نفهمید من چی دارم می‌گم ، اما وقتی پیكر شهدا را دید ،


فریاد الله‌اكبر او و بچه‌ها بلند شد.


الله اکبر ...


همه اشك شادی می‌ریختند و من اشك حسرت.
-----------------------


دو ركعت نماز در جوار چهارده شهید در پادگان حمید... یا حسین جان ...



http://basijetooran.blogfa.com   منبع






موضوع: اجتماعی،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 اسفند 1392 ] [ 07:43 ق.ظ ] [ انا بستانی ]